camrobaby.com

 
 

والدین کمرو

 
 

چه مسائلی را نباید به همسرتان بگوئید؟

چه مسائلی را نباید به همسرتان بگوئید؟

افرادی که در تعاریف خود ، صحبتهای شان اغراق میکنند و حتی گاهی وقتها به دروغ نیز متوسل میشوند ، افرادی هستند که اعتماد به نفس کمی به خود دارند ، با این کار قصد دارند تا اعتماد به نفس خود را افزایش دهند .

بعضی از خانمها یا آقایان عادت دارند تمام اتفاقاتی را که در طول روز برای شان اتفاق افتاده است را برای همسر حود تعریف کنند . با این وجود گاهی اوقات صحبت کردن بسیار خظرناک است و توصیه نمیشود که مدام صحبت نکنید ، سکوت در بسیاری از موارد بهتر از صحبت کردن می باشد.

در این مقاله توصیه و پیش نهادهایی را برای شما ارائه خواهیم کرد:

از دیدگاه روان شناسان انسانها از این منظر به چند دسته تقسیم میشوند

1- افرادی که همه مطالب زندگی خود چه در حال ، چه در گذشته را برای همسران خود بازگو میکنند به بلوغ فکری نرسیده اند ، ذهنشان مانند دوران نوجوانی شان عمل میکند که عادت داشتند همه چیز را برای خانواده خود تعریف کنند .

2- افرادی که در تعاریف خود ، صحبتهای شان اغراق میکنند و حتی گاهی وقتها به دروغ نیز متوسل میشوند ، افرادی هستند که اعتماد به نفس کمی به خود دارند ، با این کار قصد دارند تا اعتماد به نفس خود را افزایش دهند . امروزه پیوند بین زوجهای با ازدواجهایی که در سابق صورت میگرفت کاملا متفاوت میباشد . در زمان امروز اکثر زوجین هر دو با هم به کار بیرون از خانه اشتغال دارند ، زمان کمی را برای صحبت کردن با یکدیگر دارند ، هنگامی که فرصتی برای صحبت کردن پیش میآید در اغلب موارد راجع به کار بیرون از خانه ی خانم یا آقا میگذرد ، به ندرت پیش میآید که زوجین در مورد رابطهی خودشان ، زندگی دو نفره ای یا چهار نفرهاشان به صحبت بنشینند .

حال به توضیح این موضوع میپردازیم که چرا نباید تمام صحبتهای خود را به همسرتان بازگو کنید ؟ این سوال چندین پاسخ دارد:

1- از دیدگاه بعضی از روانشناسان افرادی که گذشته تلخ و سخت داشته اند باید توجه کنند که ، هنگامی تجربه های تلخ گذشته باید چراغ راه آینده باشد و بس. سعی کنید با گذشته های تلخ تان خداحافظی کنید و با عنوان کردن تجربه ها ذهن همسر تان را مغشوش نکنید . توجه کنید که شما دیگر در دوران مجردی به سر نمیبرید ، شما تشکیل خانواده داده اید و از همان روز اول که وارد زندگی زناشویی میشوید باید سعی کنید همهی گذشته ی خود را فراموش کنید ، و الان زمان آن است که زندگی دو نفره ی که در آینده خواهید داشت فکر کنید ، صحبتهایتان نیز باید حول زندگی مشترکتان باشد نه گذشته تلختان .

2- اگر از اشتباهات گذشته عبرت گرفته اید و تحول خاصی در رفتارتان ایجاد کرده اید لزومی به بازگو کردن اشتباهات گذشته تان نیست چون ممکن است بر دیدگاه طرف مقابل به شما اثر منفی بگذارد و یا برخی قابلیت های فعلی تان نادیده گرفته شود. مگر در مواردی که بازگو کردن تجربه شما میتواند مانع تکرار اشتباه برای طرف مقابلتان شود.

3- صحبتهایی را از گذشته ، حال برای همسرتان بازگو و تعریف کنید اما سعی کنید وارد جزییات نشوید ، مسائل را برای او کاملا باز نکنید و نشکافید .


حال چه صحبتهایی را نباید مطرح کرد:

1- اسرار تان را به همسرتان نگویید .منظور از اسرار چیست ؟

مشکلاتی که در دوران قبل از ازدواج برایتان بوجود آمده و بازگو کردن آن تنها باعث مشغول کردن ذهن همسرتان میشود. نا گفته نماند که مسائلی است که گفتن آنها به همسرتان ضروری است مثلا تجربه نامزدی ناموفقی اگر در گذشته داشته اید به همسر تان بگویید اما آیا واقعا لازم است همسرتان از جزئیات آن مطلع باشد؟ مشکلاتی که با پدرو مادر، خواهر یا برادر تان داشته اید و عنوان کردن آنها به دیدگاه همسرتان نسبت به خانواده تان خدشه وارد میکند ، کمبودهایی که در زندگی با آنها مواجه بوده اید ، رنجها و مشقتهایی را که متحمل شده اید ، و مسائلی مانند این موضوعات بهتر است بازگو نکنید.

2- اگر زمانی به همسرتان ، رفتارهایی که انجام میداده شک کردید و در وفاداریش نسبت به خودتان مردد بودید

هرگز این موضوع را مطرح نسازید ، زیرا ممکن است شما به اشتباه چنین فکری را داشته بودید در این صورت احساس وفاداری که بین شما و شوهرتان وجود داشته است در همان زمان از بین می رود.


۱۳٩٠/٢/٢٤ | پيام هاي ديگران ()

 

زنان چهار برابر مردان خودکشی می‌کنند

زنان چهار برابر مردان خودکشی می‌کنند

براساس آمار جهانی اقدام به خودکشی در زنان چهار برابر مردان است و خودکشی‌های موفق که منجر به مرگ می‌شوند، در کل دنیا در مردان چهار برابر زنان و در ایران دو برابر زنان است.

براساس آمار جهانی اقدام به خودکشی در زنان چهار برابر مردان است و خودکشی‌های موفق که منجر به مرگ می‌شوند، در کل دنیا در مردان چهار برابر زنان و در ایران دو برابر زنان است.

ابوالفضل قریشی، روانپزشک با بیان این که پیش بینی می‌شود تا سال 2020 افسردگی اساسی، دومین بیماری آسیب ساز برای انسان و از بزرگترین معضلات اساسی جوامع خواهد بود، زنان را از نظر عاطفی حساس‌تر و از نظر عامل استرس، آسیب پذیرتر از مردان ارزیابی کرد و اظهار داشت: از آنجایی که زنان از واکنش پذیری بیشتری برخوردارند، واکنش‌های آنی نیز در آنها بیشتر است. همچنین بیماری‌هایی نظیر استرس‌های اساسی در زنان در حدود دو برابر مردان است، لذا اقدام به خودکشی نیز در آنها بیشتر مشاهده می‌شود.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی زنجان، عملکرد مردان را جدی‌تر از زنان دانست و اظهار کرد: مردان روشهای خشن‌تری را برای خودکشی اتخاذ می‌کنند. به عنوان مثال در ایران به دارآویختن روشی شایع برای این اقدام است که منجر به مرگ فرد می‌شود.

قریشی با بیان این مطلب که در گذشته خودسوزی، شایع‌ترین روش در زمینه خودکشی زنان بوده است، تصریح کرد: امروزه روش‌های خودکشی در زنان بیشتر به استفاده از سموم و داروها سوق پیدا کرده و در این حالت امکان احتمال نجات پذیری نیز بیشتر است.

این روانپزشک اقدام به خودکشی را در سنین 15 تا 25 سالگی، شدیدتر از سایر سنین دانست و اظهار داشت: اختلال در انطباق پذیری در این سنین، شایع‌ترین عامل اقدام به خودکشی است. همچنین عواملی نظیر استرس‌های خاص دوران نوجوانی و افسردگی نیز در این امر دخیل است. البته در این گونه از خودکشی‌ها معمولاً فرد نجات یافته و اقدام وی منجر به پشیمانی می‌شود.

وی ادامه داد: در خودکشی‌های موفق که منجر به مرگ می‌شود، مسائل اساسی‌تری نظیر افسردگی‌های شدید، جنون و اسکیزوفرنی مطرح است و فرد با نقشه قبلی و به طور هدفمند خود را از بین می‌برد.


۱۳٩٠/٢/٢٤ | پيام هاي ديگران ()

 

دختران در کلاسی جدا از پسران

در دبستان مانینگ شهر کوچکی در 65 مایلی شرق کلمبیا در ایالت کارولینای جنوبی، معلم‌های کلاس دوم، هالی گارنو و «آن‌لین» بر این باورند که تفکیک پسرها و دخترها در مقطع ابتدایی می‌تواند سبب رشد آموزشی هر دو جنس شود بنابراین آن دو برنامه‌ای را برای تدریس در تدوین کردند. طبق این برنامه دانش‌آموزان با هم در یک مجموعه برای درس خواندن، صرف ناهار و استراحت قرار می‌گیرند. سپس پسرها و دخترها به مدت چهار ساعت در روز برای یادگیری ریاضی، علوم و خواندن کتاب از یکدیگر جدا می‌شوند.

تفاوت نگاه

بر پایه‌ اطلاعاتی که از تکنولوژی پزشکی داریم می‌توانیم دخترها و پسرها را آموزش دهیم. آنها متفاوت از یکدیگر می‌بینند. ساختار چشم پسرها و دخترها یکسان نیست. چشم پسرها به گونه‌ای است که با حرکت تناسب دارد. آنها جهان را مانند جسمی که در فضا در حال حرکت است، می‌بینند. به همین دلیل معلم باید مانند آن جسم به آرامی در طول اتاق حرکت کند. تحقیقات علمی نشان می‌دهد که پسربچه‌ها چیزها را متفاوت از دختربچه‌ها می‌بینند. نگاه مردانه به رنگ‌های سرد مانند نقره‌ای، آبی، سیاه، خاکستری و قهوه‌ای کشیده می‌شود. پسربچه‌ها همچنین تمایل دارند تا تصاویر اشیای متحرکی چون فضاپیما، اتومبیل و کامیون را در رنگ‌های تیره تجسم کنند. در مقابل، نگاه زنانه متوجه رنگ‌ها و بافت‌های گرم است، رنگ‌های گرم مانند قرمز، زرد و نارنجی...برای ایجاد انگیزه در دختران نیازی نیست معلم زیاد حرکت کند. دختران در کنار هم و با دیدن می‌توانند خوب کار کنند. استفاده از رنگ‌های زیاد در آموزش‌های تشریحی و یا استفاده از گچ‌های رنگی روی تخته می‌تواند توجه دخترها را جلب کند.

چشم پسرها به گونه‌ای است که با حرکت تناسب دارد. آنها جهان را مانند جسمی که در فضا در حال حرکت است، می‌بینند.

   

 تفاوت در شنیدن

پسرها و دخترها حس شنیداری متفاوتی دارند. چادول معتقد است اگر کسی با صدای بلند صحبت کند، دخترها آن را به عنوان فریاد تلقی می‌کنند. آنها فکر می‌کنند آن شخص عصبی یا معترض است!

دخترها حس شنوایی حساس‌تری دارند. آنها صداهایی با بسامد بالاتر را نسبت به پسرها بهتر می‌شنوند. به معلم دخترها توصیه می‌شود مراقب تن صدای خود باشند. در مقابل صدای معلم‌ پسرها باید محکم و حتی هیجان‌زده باشد.

 

  اعصاب خودکار

دستگاه عصبی خود کار پسرها باعث می‌شود که آنان در حالت ایستاده، در حال حرکت و در دمای حدود 21 درجه سانتی‌گراد هوشیارتر باشند.

استرس در پسران موجب می‌شود تا جریان خون به سمت مغز بیشتر شود. فرآیندی که باعث می‌شود آنها تمرکز کنند اما این جریان در دختران فعال نیست. آنها در حالت نشسته و در هوای گرم حدود دمای 24 درجه سانتی‌گراد هوشیارترند.

دخترها همچنین نسبت به استرس عکس‌العمل‌های متفاوتی نشان می‌دهند. وقتی آنها با ترس یا تهدید مواجه می‌شوند، خون به سمت روده‌های آنها می‌جهد و سبب ایجاد حس دلواپسی و اضطراب می‌شود.

چادول گفت: «پسرها با دست بالا گرفتن توانایی‌هایشان، خود را در معرض خطر قرار می‌دهند. معلم‌ها می‌توانند به آنان کمک کنند تا حقایق را واقع‌بینانه‌تر ببینند. اما دختران از ریسک کردن هراس دارند.  معلم‌ها می‌توانند کمک کنند تا دختران در فضایی که در آن احساس امنیت می‌کنند قدرت ریسک آنان را تقویت کنند

به نظر می‌رسد بسیاری از والدین متقاعد شده باشند که این تفاوت‌ها می‌تواند در کلاس درس در نظر گرفته شود. برنامه تفکیک آموزشی پسرها و دخترها یادگیری آنان را به بالاترین حد خود می‌رساند.


۱۳۸٩/٦/۱٠ | پيام هاي ديگران ()

 

آقایان به این نکته ها توجه کنند

آقایان به این نکته ها توجه کنند
دنیای زنان و مردان دنیای بسیار متفاوتی است، آنقدر متفاوت که بعضی زن و مرد را به موجوداتی از دو سیاره متفاوت تشبیه می کنند که زبان یکدیگر را نمی فهمند ، کسی منکر تفاوت ها نیست اما این تفاوت ها اگر درک شود ،بسیار کمک کننده است.در این مقاله کمی راجع به روحیات خانم ها صحبت می کنیم ، آقایان می توانند با خواندن آن به همسرشان نزدیک تر شوند.
ادراک زن ها و مردها از زمان متفاوت است.

به نظر می رسد مردها بیش از زن ها در لحظه اکنون حضور داشته باشند ، در حالی که زن ها بیشتر خود را در امتداد آینده بسط می دهند.
زن ها دوست دارند گذر زمان را ثبت کنند. کافی است از ما بپرسید آخرین چکاپ دندانپزشکی دخترمان کی بود، آخرین بار که کودکمان را استحمام کردیم، آخرین باری که با مادرمان تلفنی صحبت کردیم و... تا زمان دقیق آن را به شما بگوییم. مردها همیشه از این توانایی ما حیرت زده اند و بیشتر به این دلیل از دست ما ناراحت می شوند، بویژه هنگامی که اشتباهات آنها را تصحیح می کنیم!
احساس امنیت کردن
یکی از اساسی ترین نیازهای ما زن ها این است که احساس امنیت کنیم. منظورم امنیت جانی، فیزیکی یا جسمانی نیست، بلکه بیشتر امنیت احساسی و عاطفی را در نظر دارم.
احساس عمیق و درونی از این که رابطه مان محکم، استوار و ماندگار است، این که همسرمان در عشق خود جدی و ثابت قدم است و به ما نیز متعهد و پایبند. این امنیت عاطفی کلید گشایش دل و جان زن محسوب می شود.خانم عزیز، آیا تا به حال اندیشیده اید چرا بیش از آنچه شایسته است به تایید از جانب مردها نیازمندید؟ حتی تایید از جانب مردی که او را چندان نیز قبول ندارید. توضیح آن شاید از این قرار باشد: چنانچه همواره زنان در طول تاریخ چنین آموزش دیده باشند که بقا و حیات آنان در گرو حمایت مردهاست، لذا وظیفه و شغل زنان این می شود که مردی را به سمت خود جذب و تلاش کنند او را از دست ندهند. سر و وضع، ظاهر و قیافه مان، نحوه بیان و جلوه گری خود، افکار و احساساتمان، مهارت های خانه داری و کدبانوگریمان، نحوه و میزان ویرایش احساساتمان (به طور یکه به او بر نخورد) و... همگی ریشه در یک تفکر دارند: آیا این کار او را خوشحال خواهد کرد؟
ضمیر ناخودآگاه ما همواره می گوید: اگر او را خوشحال و علاقه مند نگه داری همیشه با تو خواهد ماند و چنانچه با تو بماند در امان خواهی بود.
هنگامی که ما زن ها احساس امنیت می کنیم در بهترین شرایط خود ظاهر می شویم، به این معنا که آرامش بیشتر و نگرانی کمتر، اعتماد به نفس بیشتر و ناامنی کمتر و بالاخره استقلال بیشتر و توقع کمتری خواهیم داشت. به عبارت دیگر بیشتر آن گونه خواهیم بود که مردها دوست دارند و کمتر آنها را عصبی خواهیم ساخت.
بسیاری از خواسته های ما از مردها تلاشی هستند برای احساس امنیت و بسیاری از رفتارهای ناخوشایند زن ها مانند توقع زیاد، وابستگی، حسادت، سرد مزاجی، تحریک پذیری، زودرنجی و بسیاری دیگر ریشه در احساس ناامنی آنها دارد.مطمئن ساختن مان از عشق، تعهد، و پایبندی تان به ما از موثرترین روش های احساس امنیت روحی در ما زنان است.
احساس برقراری ارتباط

مردان عزیز، به این رفتارهای زنانه توجه کنید:
- پرسیدن این سوال از شما که آیا اتفاقی افتاده؟ هنگامی که مدتی خیلی ساکت بوده اید.
- پرسیدن نظر شما درباره نحوه چیدمان گل و گیاهان در اتاق نشیمن.
- نقل مو به موی مکالمه ای که با خواهرتان داشته ایم،
- پرس و جو از تمامی آنچه از صبح تا شب در سر کار بر شما گذشته است.
همگی این کارها روش هایی هستند از طرف زن ها برای ارتباط و پیوند با مردها، اگرچه بعضی از این روش ها ممکن است مردها را عصبی کند.
شاید یکی از دلایلی که ارتباط تا این حد برای زن ها اهمیت دارد توانایی آنان برای بچه دار شدن است. ما به لحاظ ژنتیکی به گونه ای طراحی شده ایم تا بتوانیم وظایف مادری خود را بخوبی انجام دهیم. شاید نیز به آن علت باشد که عشق برای ما زن ها اولویت اول محسوب می شود و ارتباط نیز نحوه ابراز و بروز آن است. شاید هم دلیل آن در سوابق تاریخی و آغاز تمدن ما باشد ، هنگامی که ارزش زن ها برای مردها و اجتماع ما در گروه قابلیت های ارتباطی، خلق هارمونی، هماهنگی و تشریک مساعی مان بود.
ارتباط برای زن ها بیشتر به معنای بیان افکار و احساسات است. بیشتر زن ها به طرزی سنتی پرحرف تر و خوش صبحت تر از مردها هستند. از این رو یکی از سریع ترین و موثرترین روش های برقراری ارتباط با یک زن کلمات و واژگان یا به عبارتی صحبت کردن و حرف زدن است.
زن ها دوست دارند مردها درباره همه چیز با آنها حرف بزنند. ما زن ها دوست داریم درباره کار، نگرانی ها، رویاها، ترس و خلاصه همه بالا و پایین زندگی شما بدانیم.
یکی از موثرترین روش های ایجاد ارتباط صمیمی با همسرتان و تولید احساس محبوب بودن در او این است که او را در فرآیند زندگانی خود منظور کنید. منظور کردن همسرتان در زندگی خود به این معنا است که:
جزئیات وقایع و تجارب زندگی خود را با او در میان می گذارید. با این کار به او این امکان را می دهید با شما احساس هماهنگی و نزدیکی بیشتری داشته باشد.
او را از مشکلات و گرفتاری هایی که با آنها روبه رو هستید با خبر می کنید. منطق متعارف به مرد دیکته می کند که زن زندگی اش را در مسائل و مشکلات خودش درگیر نسازد. شاید به این دلیل که ضعیف و نادان جلوه نکند. این باور هرگز حقیقت ندارد. چنانچه زنی به لحاظ روانی و احساسی سالم و طبیعی باشد، پس از آن که شوهرش مشکلات و مسائل خود را با او در میان گذاشت، احساس نزدیکی بیشتری را با او تجربه خواهد کرد، زیرا مرد، قلب خود را به رویش گشوده است.
او را در تصمیم گیری هایی دخالت می دهید که روی او نیز تاثیر خواهند گذاشت. هنگامی که مردی درباره تفکر و تصمیم گیری های خود با همسرش صحبت نمی کند، به او احساس جدا افتادگی خواهد داد. می دانم بشتر مردها این کار را از روی عمد انجام نمی دهند و هرگز نیز نمی خواهند چنین احساسی را به زن خود بدهند، اما در واقع این همان اتفاقی است که در عمل می افتد.
احساس ارزشمند بودن
نیاز به ارزشمند بودن یکی از اساسی ترین و مهم ترین نیازهای پنهان زن هاست. برای یک زن ارزشمند بودن به این معناست که مردی حضور او را در زندگی ارزشمند بداند و بگوید که حضور او در زندگی اش مسلماً نقش مهمی را ایفا کرده است و این که قطعاً بدون او کمبود چیزی را احساس خواهد کرد. این موضوعی است که حقیقتاً بیشتر مردها از آن غافلند.
خانم ها معمولا اظهار می دارند که رفتار آقایون آنها را تا حدی گیج می کند و به درستی نمی توانند تشخیص دهند که مردها از آنها چه انتظاراتی دارند. آنها از اینکه نمی توانند مردها را راضی نگه دارند اندکی ناراحت هستند.
اگر یک خانم این مقاله را بخواند شاید با خود بگوید که خوب این مشکل مردهاست و خودشان هم باید به فکر پیدا کردن راه حلی برای آن باشند. بله درست است اما نباید انتظار داشت که به یک باره معجزه روی دهد و همه چیز مطابق میل آنها شود.
تعهد مثل یک خیابان یکطرفه نیست و باید از جانب هر دو طرف رعایت شود. چنین نیازی برای همیشه در وجود تمام مردها باقی خواهد ماند.
تاریخ برای سالیان دراز جایگاه و عملکرد مردها را در جامعه معین کرده و شما به راحتی نمیتوانید در عرض چند سال آنرا تغییر دهید. آقایان کم کم متوجه می شوند که جایگاه آنها چنان که در گذشته بوده، نیست. دیگرآن ها تنها نان آور خانه نیستند و شاید چنین تغییر شگرفی مستلزم سپری شدن مدت زمان بسیار زیادی باشد . این روزها مردها می دانند که اگر بخواهند برای خود همسری پیدا کنند باید سخت تر از گذشته کار کنند و خانم ها سنگ های بیشتری در جلو پایشان می اندازند. (البته ما این موضوع را تائید نمی کنیم)


۱۳۸٩/۳/۱٦ | پيام هاي ديگران ()

 

رابطه عاشق و معشوق یا تن و تن پوش

رابطه زن و شوهر، رابطه عاشق و معشوق، رابطه‌ تن و تن‌پوش، رابطه همرهان طریق کمال و معنا‌گر محبّت و ایثار است.
رابطه زن و شوهر، به قدمت خلقت آدم، به قداست متعالی‌ترین ارزش‌ها، به عظمت گستره هستی، به برکت همه نسل‌ها در همه عصرها و تجلیگر اولین تعامل حقّه انسان‌هاست.
رابطه زن و شوهر، سرچشمه همه عاطفه‌ها و بستر گیراترین رابطه‌هاست. زن ، مرادش را در حسن رابطه با شوهر می‌یابد و شوهر، آرامش را در گرو وجود زن می‌‌داند.
رابطه زن و شوهر جلوه‌ای از برترین هنر زندگی و کامل‌ترین شکل ارتباط انسانی است.
رابطه زن و شوهر آمیزه‌ای است از زیباترین تلاقی چشم‌ها، گیراترین تبادل کلام‌ها، هماهنگ‌ترین تپش قلب‌ها، همسوترین اندیشه‌ها، استوارترین گام‌ها و پر رمز و رازترین محرمیت‌ها.
رابطه زن و شوهر، مناسب‌ترین بستر برای رویش شکوفه‌های حیات و مطلوب‌ترین زمینه برای پدیدآیی پر جاذبه‌ترین رفتارهاست.
رابطه زن‌ و شوهر، حیاتی‌ترین پاسخ به فطری‌ترین نیاز زندگی فردی و اجتماعی انسان است.
رابطه زن و شوهر، بیانی از حقیقت و ضرورت بنای خانواده و زنجیره جوامع انسان است.
رابطه زن و شوهر، رابطه مهرورزی و محبت‌پذیری، عهد و وفا، گذشت و ایثار، سخاوت و احسان، مودت و مروّت، صداقت و درستی، صفا و صمیمیّت، راه و رهرو، خورشید و نور، چشمه و آب، پرنده و بال، اوج و پرواز، دل و دلدار، چشم و نگاه، اندام و لباس، چراغ و روشنی، باغ و باغبان، گل و گلدان، سبزه و بهار، گلبرگ و ریحان، انگشتر و نگین، لبخند و نشاط، طبیب و درمان، رحمت و نعمت و سرانجام مثالی از رابطه علی‌(ع) و فاطمه(س) است.
رابطه زن و شوهر، آزمون دوباره توان انسان در حفظ حرمت‌ها و ارزش‌ها، تکریم خویشان و نزدیکان و تأیید و تقویت منزلت همسر است.
رابطه زن و شوهر، یعنی برخوردار شدن از آراسته‌ترین، گرانبهاترین، زیباترین، راحت‌ترین، پردوام‌ترین و گرمابخش‌ترین تن‌پوش‌ها. آری، رابطه زن و شوهر به فرموده خالق انسان‌ها همچون رابطه قامت و لباس است، و این لباس گرمابخش جسم و جان، معناگر حیات و جلوه‌گر وحدت است.
زیباترین رابطه میان زن و شوهر زمانی برقرار می‌شود که هر دوی آنها با اندیشه‌ای متعالی و انگیزه‌ای قوی تلاش کنند که یکدیگر را مورد حمایت عاطفی خود قرار دهند و در ارضای نیازهای فطری و روانی همدیگر از هم پیشی گیرند.
زن برای شوهر لباسی زیبا و جذاب و شوهر برای زن پوششی آراسته و برازنده باشد. همچون رابطه لباس و بدن، گرمابخش و آرامشگر یکدیگر باشند و همدیگر را زیبا و آراسته و با کمال و موقر جلوه دهند. کاستی‌ها و خطاهای هم را بپوشانند و همدل و همراز یکدیگر باشند.
ضعف‌ها و نارسایی‌های یکدیگر را حتی برای نزدیکان خود بازگو نکنند، تا چه رسد به آشنایان و بیگانگان. به زندگی همدیگر تنوع و نشاط ببخشند و هر روز بهتر از اولین روز آشنایی، بر جاذبه‌های بصری و کلامی و خوشایندی‌های رفتاری خویش بیفزایند. با خریدارترین نگاه به چهره هم بنگرند، گیراترین کلام خود را تقدیم یکدیگر کنند، پرجاذبه‌ترین رفتارها را در ارتباط با هم به نمایش بگذارند و با حسن ارضای نیازهای فطری و روانی یکدیگر، همدیگر را در برابر آفت‌های اجتماعی و محرک‌های مخرب شخصیّت مصون نمایند.


زن‌ها و شوهرها فقط و فقط در زندگی مشترک و تعامل متقابل با همدیگر می‌توانند همه مهارت‌های زناشویی و جاذبه‌های بالقوّه کلامی و بصری و رفتاری خود را فعلیّت بخشند، چرا که همه انسان‌ها از نافذترین جاذبه‌های حیاتی بهره‌مند هستند و تنها بستر مشروع و مطلوب تبلور همه این جاذبه‌ها در ارتباط با همسر است و بس.
زن و شوهر موفق آنانی هستند که جز با زبان محبّت و تکریم با هم سخن نمی‌گویند و همواره از خزانه دلشان، کلام زرین و خوشایند و گفتار شفابخش و درمان‌گر جان و آرامش‌گر روان را برگزیده، در فضای سرشار از نشاط و آرامش تقدیم یکدیگر می‌کنند.
رابطه زن و شوهر موفّق به گونه‌ای است که در آن زبان تهدید، تنبیه، تحقیر و تخریب شخصیت جایی ندارد، هر چه هست زبان محبّت، صداقت و صمیمیّت، شجاعت و عدالت، ایثار و احسان، شکر و سپاس و تأیید و تکریم است.
دروغ و بدزبانی، تندخویی و بداخلاقی، غیبت و تهمت، افترا و استهزا، ناسپاسی و قدرناشناسی، بی‌تفاوتی، قهر و عصبانیت از آفات رابطه مطلوب زن و شوهر است.
محور رابطه زن و شوهری که در اندیشه اداره و ادامه یک زندگی پویا، مولّد و پربرکت هستند، همدلی و یکرنگی، صبوری و خویشتن‌داری و گذشت و ایثار است.
خودمحوری، خودبینی، خودتوجهی، خودخواهی، خودپسندی، خودنمایی و خودکامگی از آفت‌های شکل‌گیری زندگی مشترک موفق است. سرمایه‌ برقراری و استمرار رابطه‌ای خوشایند و موفق میان زن و شوهر‌ها، کفویت، همسری و همراهی، همگامی، همسویی، همفکری، حق‌گویی، حق‌جویی، وارستگی از وابستگی‌های نفسانی و تعصّبات ناروای خویشاوندی و قوی است.
در زندگی همسران موفق، رابطه زن‌ها و شوهرها با مادر، خواهر، پدر، برادر و دیگر نزدیکان نه تنها نمی‌تواند کمترین اثر ناخوشایندی بر روابط فی‌مابین ایشان بگذارد، بلکه بر حسن سلوک و اعتماد متقابل و شیرینی زندگی مشترک آنها می‌افزاید. در واقع حسن تدبیر و تنظیم دایره و دامنه ارتباط با خویشان، دوستان و آشنایان با همفکری و همدلی زن و شوهر بلند‌اندیش و والا همت معنا می‌یابد و محور و معیار اصلی از ارتباطات خویشاوندی و عاطفی، تأمین نیازهای فطری و رضایتمندی خاطر یکدیگر است.
برای برقراری و استمرار رابطه‌ پردوام، پربرکت و مسرّت‌بخش میان زن و شوهر و پیشگیری از سردی‌ها و سردمزاجی‌ها، بدبینی و سوءظن‌ها و قهر و ستیزهای خانوادگی، هر دو نفر (هم زن و شوهر) باید به خاطر داشته باشند که همچون دوران تجرّد دورانی که عقد و پیمان زندگی مشترک و جدیدی را امضا نکرده بودند، نمی‌توانند به لحاظ وابستگی‌های عاطفی، بخش قابل توجهی از وقت، فکر و احساس خود را به مادر و خواهر، پدر و برادر و ... اختصاص دهند.
در یک زندگی مشترک موفّق، زن و شوهر فهیم همه سعی و تلاش خود را در جهت جلب رضایت خاطر و فراهم ساختن آسایش و آرامش روان و نشاط درونی یکدیگر مبذول می‌دارد و از این رو ضمن ابراز محبّت نسبت به خویشان و تکریم شخصیّت ایشان به رسالت و مسوولیت خطیر «همسری» اندیشیده، محبّت و عطوفت خود را در همه حال تقدیم به «همسر» می‌نمایند.
آری، مرکز ثقل و شاخص و میزان همه ارتباطات زن و شوهرهای بصیر و همسران فهیم با خویشان، نزدیکان، دوستان و آشنایان، حفظ و تقویت حسن رابطه، غنای پیوند عاطفی، اعتماد متقابل و احساس امنیت میان همدیگر است.
لذا هر رابطه و ارتباط با دیگری که براساس ارزیابی منطقی و روان‌شناختی بر رابطه گرم و صمیمی و پیوند عاطفی زن و شوهر خدشه‌ای وارد نماید، باید مورد تجدید نظر قرار گیرد و به طور قطع با نگرشی جامع و احساس مسوولیت، در آن تعدیلی صورت پذیرد، ولو اینکه این رابطه با مادر و پدر و خواهر و برادر باشد.


۱۳۸٩/۳/۱٦ | پيام هاي ديگران ()

 

انتظار

سرانجام زنی که در اتاق انتظار زایمان از درد می نالید، به گریه افتاد.
او بسیار ترسیده بود و پشیمان بود. به خودش می گفت کاش همه اینها یک کابوس باشد و وقتی بیدار می شود، متوجه بشود که مثل همیشه خوشحال و آزاد است؛ با آسودگی در مرتع قدم می زند و به دلخواه تفریح می کند. به هر حال مثل حالا گرفتارِ تختخوابی با نرده های فلزی نیست و از دردی که گویی هرگز متوقف نخواهد شد، به خود نمی پیچد.
زن به شدت گریه می کرد و چند بار فریاد زد:
«نمی خواهم! نمی خواهم! کمکم کنید! کمکم کنید!»
راست است. هیچ کس چنین وضعیتی را دوست ندارد. زن پیش خودش سوگند خورد که تا آخر عمرش هرگز اجازه نخواهد داد این تجربه وحشتناک تکرار شود! این اولین و آخرین بار بود.
نفهمید که چه مدت گذشت. بعد از یک ناله بلند، بچه به دنیا آمد. همه نیروی زن مصرف شده بود و با ضعفِ تمام روی تختخواب دراز کشید. زن در مدت کوتاه بی هوشی احساس کرد که کسی آرام و آهسته او را در آغوش گرفت. آغوشی گرم و آشنا. شوهرش بود. او در کنار زن نشسته بود و داشت اسمش را صدا می کرد و با او همدردی می کرد. ناگهان چیزی روی صورت زن افتاد. او تمام نیرویش را جمع کرد تا چشم هایش را باز کند. سپس چهره خیس از اشک شوهرش را دید.
زن از زمان آشنایی با شوهرش، هرگز گریه او را ندیده بود. حتی به فکرش هم نمی رسید که این مرد استوار و قوی ممکن است گریه کند. اما الان همین مردی که همیشه در برابر مشکلات برای او سینه سپر می کرد و بیشتر بار زندگی را بر دوش می کشید، مثل یک بچه گریه می کرد و سیل اشکش روی صورت زن روان می شد.
شوهرش گفت: دیگر نمی گذاریم بچه دار شویم. دیگر نه!
در یک آن، همه رنج و بیم از زن دور شد و نوعی شادی قوی و عمیق قلبش را گرم کرد. با این که حس می کرد بدنش مثل زمینی در زیر آفتاب سوزان تَرَک تَرَک شده، به نظرش می آمد که پس از آبیاری با اشک های شوهرش، گل های بزرگ و شادابی در او شکفته است.
شب تاریک به تدریج گذشت و آفتاب صبحگاهی از پنجره به اتاق زایمان تابید. صدای گریه بلند نوزادشان در اتاق پیچید. زن در عمق گرم آغوش شوهرش آرام گرفته بود و گویی هرگز مثل آن زمان احساس خوشبختی نکرده بود.
او خیلی زود سوگند خوردنش را فراموش کرد. ندایی در عمق قلبش قاطعانه تکرار می کرد: هر طور شده، هر طور شده یک بچه دیگر برایش به دنیا می آورم.
و واقعاً هم این کار را کرد. این بار اما، بدون هیچ ترس و پشیمانی!


۱۳۸٩/۳/۱٦ | پيام هاي ديگران ()

 

والدین خوب

برای بسیاری از والدین دیدن صحنه‌هایی مانند آویزان شدن کودک به پدر و مادر و درخواست مکرر او برای خرید خوراکی، وسیله‌ای خاص یا چسبیدن به در مغازه و طلب کردن اسباب بازی مورد علاقه، بسیار کلافه‌کننده است‌.

در این وضعیت است که اغلب والدین راهکارهای یکسانی مانند بی‌توجهی به کودک، پرخاشگری و کشیدن دست او  یا بی‌توجه بودن به گریه و زاری او را به کار می‌گیرند. سؤالی که پیش می‌آید این است که حقیقتا وظیفه و عملکرد درست چیست؟ آیا باید تسلیم کودک شد یا به جنجال ادامه داد‌؟

امروزه محققان دریافته‌اند که ریشه بسیاری از خشونت‌ها‌، لجبازی‌ها و بی‌توجهی نسبت به والدین در نوع رفتار والدین و پرمشغله بودن آنها و دور بودن آنها از فضای زندگی کودک است و متأسفانه بسیاری از آنها به جای همراه و دوست بودن با کودک برای آرام کردن و از صدا انداختن او، یا به‌طور مطلق تسلیم خواسته‌های او می‌شوند  یا به‌اصطلاح برای تربیت کودک به یک دیکتاتور مطلق تبدیل می‌شوند.

راهکارهای زیر جهت ایجاد و بهبود حس مسئولیت‌پذیری، آرامش و اعتماد به  نفس در کودک به والدین توصیه می‌شود:

1- راهنمای کودک باشید و قوانین را به او آموزش دهید: بچه‌ها احتیاج به راهنما دارند نه مراقب و محافظ دائم. متأسفانه امروزه والدین به جای تقسیم محبت و عشق و صمیمیت، فشارهای روانی، ترس‌ها و مشکلات خود را به بچه‌ها منتقل می‌کنند.

والدین باید بدانند بدون ایجاد و مرزبندی محدودیت، اطلاع‌رسانی راجع به قوانین و آموزش چگونگی اطاعت و احترام به قانون، نمی‌توان از کودک انتظار داشت به‌طور غریزی نسبت به تمام خطوط قرمز آگاهی داشته باشد‌. والدین با زبان و رفتار باید به کودک قوانین را بیاموزند و سپس درصورت سرپیچی، او را مورد مؤاخذه قرار دهند. همین امر در بسیاری از خانواده‌ها سرمنشأ اختلاف و پرخاشگری و تنبیه کودک می‌شود و گناهکار و متهم ردیف اول کودک است بی‌آنکه خود از جرمش خبر داشته باشد و دقیقا همین کودک است که در دوران نوجوانی که کمی نسبت به حقوق خود و قصور والدینش آگاه می‌شود بنای ناسازگاری می‌گذارد و مشکلات عدیده‌ای ایجاد می‌کند‌.

2- زمانی را برای در کنار کودک بودن در نظر بگیرید: امروزه به‌دلیل مشغله زیاد والدین، در کنار کودک بودن به‌مدت طولانی امری غیرممکن به‌نظر می‌رسد. لذا توصیه می‌شود که با یک برنامه‌ریزی مناسب زمان ثابتی را به‌طور روزانه برای کودک در نظر بگیرید و در این محدوده زمانی با او بازی کنید، نقاشی کنید، به حرف‌هایش گوش دهید، به سؤالاتش پاسخ دهید و او را از لذت حضور در کنار والدین محروم نکنید.

3- به عهد خود نسبت به کودکتان وفادار باشید: بسیاری از والدین در لحظات بحرانی و جنجالی برای فرار از دست کودک به او وعده و وعیدهای زیادی می‌دهند بی‌آنکه در آن لحظه توجهی نسبت به امکان یا عدم‌امکان وفای به عهد خود داشته باشند. اکثر پدر و مادرها به وعده‌هایی همچون خرید اسباب‌بازی خاص و بردن به پارک و... عمل نمی‌کنند و از کودک انتظار دارند که همچون خودشان به سادگی موضوع را به فراموشی بسپارد در حالی‌که کودکان حافظه‌ای بسیار قوی دارند و غیرممکن است که به راحتی از کنار این مسائل بگذرند و این بی‌تعهدی و عدم‌وفاداری به قول در ذهنشان ثبت شده و باعث ایجاد عدم‌اطمینان به والدین می‌شود‌.

4- زمان بازی‌های رایانه‌ای را تحت کنترل داشته باشید‌: امروزه بسیاری از والدین برای سرگرم کردن کودک و رسیدگی به امور شخصی‌شان، کودک را پای بازی‌های رایانه‌ای یا CD‌های مختلف رها می‌کنند بی‌آنکه نظارتی روی زمان داشته باشند. متأسفانه اجتناب کامل از بازی‌های رایانه‌ای امری غیرممکن به‌نظر می‌رسد ولی والدین باید حتما روی زمان انجام این بازی‌ها و نوع بازی‌ها نظارت داشته باشند و این مسئله به یک وظیفه خطیر تبدیل شده است‌.

5- از جدایی و طلاق اجتناب کنید‌: یکی از مواردی که بسیاری از والدین می‌توانند با کمی صبر، آرامش و گذشت از آن دوری کنند، مسئله طلاق و جدایی است که متأسفانه گریبان بسیاری از خانواده‌ها را گرفته است‌. امروزه ثابت شده که بچه‌های طلاق دو برابر بیشتر از سایر بچه‌ها در معرض ترک تحصیل و بزهکاری هستند‌. در بعضی مواقع طلاق امری اجتناب‌ناپذیر است ولی آنچه باعث تأسف است طلاق‌های بی‌علت و عدم‌تعهد والدین نسبت به فرزندشان است که بی‌توجه به او‌، سرنوشت متفاوتی را برایش رقم می‌زنند‌.

6- عزت نفس کودکتان را باور کنید‌: به فعالیت‌ها‌، اهداف و برنامه‌ریزی‌های فرزندتان توجه داشته باشید‌. موفقیت‌های او را ستایش کنید و او را ملزم به دنبال کردن آمال و آرزوهای خود(والدین) نکنید. به عقاید کودک احترام بگذارید و اگر مورد پسند و قبول شما نیست با او با آرامش و منطق و با زبان خودش صحبت و او را راهنمایی کنید و درصورتی‌که مسیری غیر از مسیر شما را پیمود هرگز او را به حال خود رها نکنید بلکه همواره درصورت کسب موفقیت و افتخار او را مورد ستایش و تحسین قرار دهید و به این باور برسید که فرزندان ما نباید دقیقا همان مسیری که ما رفته‌ایم بروند زیرا در غیراینصورت دنیا این همه پیشرفت و گسترش در جنبه‌های مختلف را پیدا نمی‌کرد سپس سعی کنید به انتخاب‌ها و سلائق کودک خود هر چند متمایز از شما باشد احترام بگذارید.

7- وقت کودک را تنها با ثبت نام کردن در کلاس‌های گوناگون پر نکنید: در این امر شکی نیست که آموزش جزء جدایی‌ناپذیر تربیت است ولی به توانمندی‌ها و علائق فرزندتان نیز توجه کنید و مطمئن باشید می‌توانید به جای صرف هزینه و وقت زیاد برای کلاس‌های گوناگون، بسیاری از آموزش‌ها را درون خانواده و از طریق روابط گرم و صمیمی و عشق به کودکتان بدهید و وجود او را مملو از عشق کرده و آینده احساسی او را تأمین کنید.


۱۳۸٩/۳/۱٢ | پيام هاي ديگران ()

 
MihanTheme